محمد تقي المجلسي ( الأول )
127
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
سلامى كه لازمست و بيكى اكتفا مىتوان كرد ، و شيخ حمل كرده است بر غير ماموم و در اين اخبار ديوار نيست و ليكن مستند صدوق و پدرش حديث سابق است و چون خلافى نيست در استحباب سلام دويم اكتفا به اين حديث مىتوان كرد در مستحب با عمل صدوقين . اما در وجوب و استحباب سلام خلاف است جمعى قايلند بوجوب سلام از جهة احاديث متواترة كه بلفظ امر وارد شده است و از آن جمله حديث معراج است كه حضرت فرمودند كه چون صلوات بر خود و بر اهل بيت خود فرستادم التفات نمودم ديدم كه فرشتگان و مرسلان و انبياء در عقب من صف زده بودند خطاب به من رسيد كه يا محمد بر ايشان سلام كن پس گفتم السلام عليكم و رحمة الله و بركاته پس وحى رسيد به آن حضرت كه منم سلام و تحيت ، و تو و ذريّت تو رحمت و بركاتيد پس خطاب رسيد كه به جانب چپت التفات مكن از اين جهة است كه يك سلام مىدهد امام به جانب قبله . و احاديثى كه بلفظ يا معنى امر است گذشت و خواهد آمد و تقريبا سى حديث صحيح و بيست حديث حسن و موثق است بلكه زياده كه همه را فضلا عظيم الشأن از اصحاب ائمه هدى صلوات الله عليهم از ايشان روايت كردهايم و از آن طرف احاديث واقع شده است كه دلالتش بر عدم وجوب صريح نيست و خواهد آمد . و شيخ بهاء الدين محمد به تبعيت شيخ شهيد رحمه الله قايل به اين بود كه واجب خارج است از نماز تا جمع بين الاخبار كرده باشد چون عمده احاديث استحباب آنست كه حدث پيش از سلام ضرر ندارد ، و ليكن چون دلايل آن كه امر از براى وجوبست ظاهر نيست خصوصا در اخبار بنا بر اين احوط آنست كه به جا آورد و قصد وجوب و استحباب آن نكند .